جنگل باران خورده

تاریخ فرزانش

برادران گریم

برادران گریم -یعقوب و ویلهلم -بسیار بر گردن من حق دارند.ایندو شخصیت رمانتیک زندگی مرا زیبا و تخیل امیز نمودند.پدر یعقوب وکیل بود.خود او هم در ۱۸۰۲ وارد دانشگاه ماربورگ شد و حقوق خواند.او به تاریخ و زبانشناسی هم علاقمند شد و به پاریس رفت و از کتابخانه های انجا برای مطالعه ی قرون وسطا مدد جست.برادران گریم هردو پروفسور بودند و در دانشگاه گوتینگن درس می دادند.انها جزو هفت پروفسوری بودند که به اقدام شاه هانوور در نقض مشروطیت اعتراض کردند.این اقدام کار خطرناکی بود و برادران گریم از تدریس بازداشته شدند و از هانوور اخراج شدند.انها به کاسل زادگاهشان امدند.شاه پروس انها را به برلین دعوت کرد.انها به انجا رفتند،پروفسوری خود را دریافت کردند و جزو اکادمی علوم شدند.اما داستانهای عامیانه ی انها برایم نقش مهمی دارند.در ۱۸۰۳ یعقوب گریم در دانشگاه ماربورگ دو شخصیت رمانتیک را زیارت کرد و به داستانهای عامیانه علاقمند شد.او داستانهای زیادی را جمع اوری کرد .داستانهای زیبایی چون هانسل وگرتل ،سفیدبرفی و هفت کوتوله و...

نویسنده : مهران معمارزاده : ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ادوارد گریگ

یکی دیگر از شخصیت های دلبندم ادوارد گریک اهنگساز رمانتیک نروژ است.از کارهای جالبش سوییت پییر ژینت است که برای نمایشنامه ی ایبسن افرید.نیاکان گریگ اسکاتلندی بود.در سده ی ۱۸ نیای او به برگن دومین شهر بزرگ نروژ امد و تجارتی را در انجا راه انداخت.مادر ادوارد نخستین معلم موسیقیش شد واو درسهای پیانو را از سن خردی دریافت کرد.مدتی در لایپزیک درس خواند و زمانی در کپنهاک.گریگ رابطه ی نزدیکی با ارکستر فیلارمونیک برگن داشت.در ۱۸۷۰ اتفاق مهمی افتاد و گریگ در رم با لیست ملاقات کرد.لیست از کارهای او خوشش امد و اورا تشویق کرد.در ۱۸۸۸ چایکفسکی را در لایپزیک ملاقات کرد.در ۱۹۰۷ گریگ درگذشت.مارش معروف شوپن برایش نواخته شد و خاکسترش در حفره ی از کوهستان تولد هاوگن قرار داده شد.

در قسمتی از سوییت مارش ترولها خلق می شود.ترولها موجودات عجیب الخلقه ای هستند که در فولکلور شمال اروپا نقش مهمی دارند.انها دشمن انسانند و در افتاب می ترکند.

نویسنده : مهران معمارزاده : ٢:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

فریدریش

همسان انگاری انسان با طبیعت کاسپاردیوید فریدریش را با رمانتیک پیوند می زند.منظری دلشوره امیز رخ می دهد.

در پرده طلوع ماه بر فراز دریا،دریای ارامی با دو کشتی بادبانی در میانزمینه ی اثر است .امتداد قائم کشتیها تکرار شکل عمودی بدنهای دوزن ویک مردی است که در پیشزمینه اند .اب از دوطرف واسمان از طرفین و بالا گویی قاب تصویر را می شکنند.

در اثر خوف انگیز راهب کاپوسن در کنار دریا چهار پنجم تمامی سطح تصویر در اشغال اسمان بدشگونی است.

فریدریش از رهگذر تمثیل منظره به کاوش در بیکرانگی ،حدود وثغور مکان و زمان و روانشناختی هستی ادمی می پردازد.پیچیدگی های این دلمشغولیها اورا به افسردگی شدید و تنگدستی و سردرگمی دردناکی کشاند.اودر تنگدستی درگذشت.او در یکی از بنادر دریای بالتیک در منطقه ی پومرانی به دنیا امد.نقاشی را در اکادمی کپنهاگ فرا گرفت .بیشتر عمرش را در شهر درسدن یعنی کانون ادبیات ،موسیقی و نقاشی رمانتیک سپری کرد.در همانجا با رونگه اشنا شد.او هم در پومرانی متولد شد و در کپنهاگ درس خوانده بود.رونگه نقاش و نویسنده ی زبردستی بود وارای او درباره ی طبیعت ،بینایی و رنگ تاثیر فراوانی در زیباشناختی رومانتیک نهاد.افکارش را در مورد رنگ با گوته درمیان نهاد وشیوه ی او به نام کره ی رنگ در سال ۱۸۱۰ منتشر شد.

نویسنده : مهران معمارزاده : ٢:٢٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

گلدانی با 12 گل افتابگردان از ونسان ونگوگ

نویسنده : مهران معمارزاده : ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درسهای فلسفه 1

در اسیای صغیر (ترکیه ی امروز )شهری بوده است که میلتوس نامیده می شد.مکتب فلسفی در اروپا نخستین بار در این شهر شکل گرفته است.البته شاید پان ترکیست ها با افتخار بگویند که تالس هم از انهاست.دوست عزیزمان شهربراز نوشته های جالبی در شناخت پان ترکیست ها دارد.متاسفانه مفاخر ایران یا توسط عربها یا بوسیله ی ترکها مصادره شده است.شهربراز در مقاله ی جدید از مصادره ی دانشوران ایرانی توسط پان ترکیست ها گفته است.به قول برتراند راسل فلسفه با تالس اغاز شده است که او هم بهتر بود می گفت فلسفه ی غربی با تالس اغاز شده است.تالس ذهن وحدت بخشی داشت و می خواست در این کثرت ،وحدتی ببیند.او نگاهی طبیعت گرا داشت و اساس جهان را اب دانست یا به قول عربها ،ماده المواد را اب دانست.می گویند زمانی در حال دیدن ستارگان بود و در چاه افتاد.پیرزنی به اوگفت تو نمی توانی جلوی پای خودت را ببینی ترابه ستارگان چکار.این نشان می دهد که فیلسوفان به امور دنیا کاری ندارند و معمولن حواس پرتند،گرچه تالس سوداگر هم بود .تالس به نظم فکری توجه داشت و توجه را از تبیین با خدایان به تبیین طبیعت گرایانه کشاند برای همین است که می توان او را فیلسوف نامید.تالس دانشمند هم بود و با ستاره شناسی بابلی اشنایی داشت.او کسوفی را پیش بینی کرد.کسوفی که جنگ بین هموطنان ما(مادها )را با همسایه ی میلتوس(لیدیه ) متوقف کرد.تالس در سیاست به میلتوس و ایونیه می اندیشید و ضد ایرانی بود.اجازه بدهید تالس را ماده گرا بنامم.زکریای رازی فیلسوف ایرانی نیز ماتریالیست (ماده گرا )بود.او می گفت :هیولی (ماده )قدیم است.غزالی که متکلمی اشعری بود و ضد فلسفه،کتابی به نام تهافت الفلاسفه نوشت و با جدلی ایدئالیستی به چالش و تکفیر زکریای رازی پرداخت و قدیم بودن ماده یا هیولی را نافی افریدگار دانست.او رازی را دهری (ماتریالیست )نامید.

نویسنده : مهران معمارزاده : ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

توماس هابز

The universe is corporeal; all that is real is material, and what is not material is not real." --The  Leviathan

The philosophy of Thomas Hobbes is perhaps the most complete materialist philosophy of the 17th century. Hobbes rejects Cartesian dualism and believes in the mortality of the soul. He rejects free will in favor of determinism, a determinism which treats freedom as being able to do what one desires. He rejects Aristotelian and scholastic philosophy in favor of the "new" philosophy of Galileo and Gassendi, which largely treats the world as matter in motion. Hobbes is perhaps most famous for his political philosophy. Men in a state of nature, that is a state without civil government, are in a war of all against all in which life is hardly worth living. The way out of this desperate state is to make a social contract and establish the state to keep peace and order. Because of his view of how nasty life is without the state, Hobbes subscribes to a very authoritarian version of the social contract.

1588 April 5, born in Malmesbury, Wiltshire, England. His premature birth was hastened by his mother's fear upon hearing of the approach of the Spanish Armada. His father was vicar of Westport but fled to London after being involved in a brawl outside his own church, leaving Thomas to be raised by a wealthy uncle.

1603 Enters Magdalen Hall, Oxford where he studies scholastic philosophy with little enthusiasm but does well in logic.

1608 Receives bachelor's degree and becomes tutor to the son of William Cavendish, earl of Devonshire.

1610 On his first trip to the continent discovers the influence of scholasticism is waning and resolves to return to England to pursue learning based on the classics. Has several meetings with Francis Bacon.

1628 Publication of his English translation of Thucydides through which he intended to show the English the dangers of democracy.

1629 William Cavendish dies and Hobbes becomes tutor for the son of Sir Gervase Clinton. Travels to the continent with Clinton's son and discovers a passion for geometry and ponders how to use the geometrical method to demonstrate his social and political principles.

1634- Once more employed by the Devonshires, he takes his third 1637 journey to the continent where he enters the intellectual circle of the Abbe Mersenne, patron of both Descartes and Gassendi, and became good friends with Gassendi.

1636 Travels to Italy where he meets with Galileo. With the influence of Galileo, Hobbes develops his social philosophy on principles of geometry and natural science.

1637 Returns to England where the king and parliament are in a heated struggle.

1640 Circulates his manuscript Elements of Law, which demonstrated the need for absolute sovereignty, to members of parliament. King dissolves parliament in May. November, the Long Parliament impeaches Thomas Wentworth and Hobbes flees to Paris where he is welcomed once more into the circle of Mersenne.

1642- Publication of De Cive and First Draught of 1646 the Optiques. Begins De Corpore, the first work in a trilogy on body, man and citizen.

1646 Tutor in mathematics to the future Charles II, also exiled in Paris.

1647 Severe illness puts him near death but he recovers. Publishes second edition of De Cive.

1648 The death of Mersenne.

1651 Publication of Leviathan. Returns to England and begins his dispute with John Bramall, bishop of Derry, on the issue of free will.

1654 Of Liberty and Necessity published without his consent.

1655 In response Bramall publishes A Defence of True Liberty from Antecedent and Extrinsical Necessity.

1656 Response to Bramall published as The Questions Concerning Liberty, Necessity and Chance.

1657 Publication of the second part of his trilogy, De Homine.

1658 Another response by Bramall, Castigations of Hobbes his Last Animadversions with an appendix titled "The Catching of Leviathan the Great Whale."

1663 Death of Bramall.

1665 Publication of De Corpore. Beginnings of his controversy with John Wallis and Seth Ward, charter members of the Royal Society, on issues of geometry, religion and the state of the universities. Year of the Great Plague.

1666 Year of the Great Fire of London. After the two great catastrophes, parliament was caught up in a witch hunt and sought to stamp out atheism. Leviathan is scrutinized but the king interceeds in his behalf but prohibits Hobbes from publishing any more of his works.

1668 Finishes Behemoth, a history of the period between 1640 and 1660, and submits it to the king for publication but is denied.

1672 After completing a prose version of his autobiography, Hobbes writes a Latin verse version.

1675 At the age of 86, publishes a translation of both the Iliad and the Odessey.

1679 December 4, dies at Hardwick Hall.

1682 Posthumous publication of Behemoth.

سده ی ۱۷ میلادی دوران باشکوهی از نظر رونق علمی و رشد شکاکیت بوده است.ماتریالیسم رشد نموده بود و با محافظه کاری مذهبی درحال چالش بود.نظر دموکریتوس و لوکرتیوس تابشی یافته بودو ارسطو در حال افول بود.گالیله ماتریالیسم را پذیرفته بود.انقلاب کوپرنیکی مفاهیم کتاب مقدس را بی رنگ کرده بود.شکاکیت و مدرنیسم فلسفی دکارت مطرح شده بود.هویگنس در هلند نظرات نورشناسی را متحول کرده بود.در این زمان فیلسوف بزرگی امد که شان بالایی در دالانهای فلسفه دارد.توماس هابز ماتریالیستی افراطی بود.او کتابی به نام لویاتان نوشت.به نهاد ادمی نظری بدبینانه داشت.انسان گرگ انسان است.بنابراین باید فرمانروایی قدرتمند (شاه )بر انها حکومت کند .او سکولار بود و نظریات ماتریالیستی اش سبب شد تا خداشناسان و مذهبی ها او را ملحد بدانند و علت اتش سوزی بزرگ لندن را وجود هابز بدانند.او از نوشتن ارای فلسفی اش منع شد و در اخر عمر به ترجمه ی کارهای ادبی روی اورد.هابز به مسائل نگاه الهیاتی و اخلاقی نداشت بل با روش انتزاعی و انضمامی (عقلی و تجربی )بنای هندسه واری را ایجاد می کرد که به اصول موضوعه (اکسیوم )می رسند.هابز سلطنت طلب بود و رایزن چارلز دوم.به نظر هابز اصلن اختیاری درکار نیست و اسقف برمهال از او به خشم امد.هابز ماتریالیستی سرسخت بود و با نظر دکارت هم همدلی نداشت.هابز فقط به یک جوهر باورداشت و انهم ماده بود.

نویسنده : مهران معمارزاده : ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

هابز

توماس هابز در اکسفورد تحصیل کرد.اولین کتابش در ۱۴ سالگی منتشر شد و اخرین ان در ۹۰ سالگی.فیلسوفی به حد افراط ماتریالیست و مادی بود.رای زن شاهزاده ی ولز بود که بعدها به نام چارلز دوم شاه انگلستان شد.سلطنت طلب بود و دوام دولت را حقوق شاه و وفاداری رعایا می دانست.طبیعت ادمیان را تبهکار و درنده خو می دانست.انسان گرگ انسان است.باید پیمان و قراردادی میان افراد جامعه بسته شود و به وسیله ی یک تن اجرا گردد.قدرت شاه باید نامحدود باشد.حکم حکم شاه است.شاه باید مستبد باشد.در اکسفورد شروع به اموختن فلسفه کردولی مدتی بعد ریاضی و علوم طبیعی هم خواند.او دیدگاه مکانیکی جهان را پذیرفت.لویاتان او معروفترین اثرش است.

نویسنده : مهران معمارزاده : ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ژان ژاک روسو

دیوید هیوم درباره روسو می گوید :روسو در تمام زندگیش فقط احساس کرده است.زمانی روسو به انگلستان گریخت و به هیوم پناه برد .اما کم کم به هیوم هم مظنون شد و از او گریخت.روسو گویا اختلال حواس یافته بود.روسو درژنو به دنیا امد و در ۱۶ سالگی از این شهر گریخت و از شهری به شهر دیگر می رفت.روسو ادم نامردی بود و خائن پیشه.شهادت دروغ می داد .به رفقایش دستبرد می زد و...بدون دخالت کشیش خانواده ای تشکیل داد.زنش شلخته و جاهل و زشت رو بود.روسو بدویت در اخلاق ادمی را می پسندید.دشمن مالکیت خصوصی در اموال بود.

اولین کسی که قطعه زمینی را محصور کرد واعلام داشت این ملک من است ...نخستین پایه گذار واقعی حکومت ظلم و جور است.

روسو مقاله ای برای ولتر فرستاد و بدویت اخلاقی را ستود.ولتر به او پاسخ داد:از دریافت کتاب تازه ای که بر علیه نوع انسان نگاشته اید متشکرم.هیچگاه اینهمه هوش و فراست برای تحمیق ما به کار نرفته است.وقتی ادم این کتاب را مطالعه می کند دلش می خواهد چهار دست وپا راه برود .اما قریب ۶۰ سال است که این عادت از سرم افتاده است.متاسفانه مقدورم نیست دوباره خودرا بدان عادت دهم !

این پاسخ دشمنی روسو را با ولتر ایجاد کرد.کتاب امیل و قرارداد اجتماعی روسو در برافروختن اتش انقلاب فرانسه تاثیری به سزا داشت.

نویسنده : مهران معمارزاده : ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم